عبد الله قطب بن محيى

25

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

علاوه بر انديشه‌هاى فقهى ، انديشه‌هاى عرفانى نيز تأثيرات خود را داشته و دارد . تأثيرات متقابل عرفان و سياست ، عرفان و اصلاحات اجتماعى ، از مقولاتى است كه بر انديشمند مدقق پوشيده نيست . آرى در اسلام ناب محمدى انديشه‌ها و تحولات سياسى - اجتماعى ، از انديشه‌هاى عميق عرفانى تفكيك‌پذير نيست ، مگر در نزد نظريه‌پردازان عرفان سكولار و الهيّات لائيك . اساسا ، هدف و فلسفهء حكومت ، در نگاه قطب و هر عالم خبير و عارف حكيم ، ايجاد مدينهء فاضله‌اى است كه بستر تحقّق توحيد در فرد و اجتماع باشد . زيرا اصول و مبانى عرفانى توحيدى به ما مىآموزد : همچنان‌كه خداوند قادر ، قوانين هستى و خلقت را در بعد تكوينى مقرر فرموده ، وضع قوانين تشريعى در ابعاد مختلف فردى و اجتماعى و در نهايت سير دادن انسان به فلاح و رستگارى ابدى نيز فقط به دست او است . توحيد كه اصل و ريشهء بينش عرفان اسلامى است ، منشأ همهء تحولات فردى و اجتماعى محسوب مىشود . اين آموزه‌هاى عرفان دينى و توحيدى است كه حريّت و آزادى واقعى را براى بشر به ارمغان مىآورد ، و طبق همين اصول مترقّى عرفانى است كه همهء انسان‌ها فقط بايد در برابر اوامر الهى تسليم و عبد باشند و هيچ انسانى حق حاكميت و وضع قوانين و تحميل آنها را بر انسان‌هاى ديگر ندارد ، مگر اينكه اطاعت او اطاعت از خداوند باشد . هدف انبيا از تشكيل حكومت ، بسط و گسترش توحيد و ارزش‌هاى والاى آن بوده كه با ظهور آخرين وصىّ پيامبر ما صلى اللّه عليه و آله ، يعنى حضرت امام عصر عجّل اللّه فرجه به شكل تمام و كمال ، تحقق مىپذيرد و طبق آموزه‌هاى قرآن و عرفان ، حركت تاريخ و جامعهء بشرى به همين سمت است . بگذاريم و بگذريم ، كه در اين مقدمه جاى بررسى و بحث دربارهء اين مطلب گسترده نيست . به‌هرحال ، ملا عبد اللّه قطب ، عارفى راستين است كه اصلاح و تهذيب و رشد عقلانى جامعهء مسلمين و تشكيل مدينهء فاضلهء نبوى صلى اللّه عليه و آله را وجههء